به گزارش پایگاه خبری آوای سیمرغ،اربعین حرکتی است از جنس هجرت که مبنای تمامی تمدنهاست؛ چه به اندیشه شریعتی، در پس چهره هر مدنیتی، مهاجرتی پنهان است و به سخن هر جامعه بزرگ گوش فرا دهیم، زبان تاریخ با اساطیرش حکایت از هجرتی میکند؛ لذا هجرت یک اصل بزرگ اجتماعی است. چنانکه قرآن تحولات بزرگ را در پی هجرتهای سرنوشتساز امکانپذیر میداند (الَّذینَ آمَنوا وَ الَّذینَ هاجروا وَ جاهدوا فِی سَبیلِ اللَّهِ أُولئِکَ یرجونَ رَحمَتَ اللَّهِ وَ اللَّهُ غَفورٌ رَحیمٌ) — بقره ۲۱۸
هجرت اصحاب کهف، هجرت مسلمانان به حبشه، هجرت موسی از مصر و هجرت مسلمانان از مکه، همه نویدبخش تحولات بزرگ از جنس تمدنسازی بوده است.
اربعین نیز هجرتی نه از زادگاه، شهر و محل خود، بلکه از خویشتن خویش میباشد؛ از اندیشه مدرنیته که چندین قرن جهان را تسخیر کرده و بشر را از خواستههای عالی به خواهشهای نفسانی کشانده است؛ از تمدنی که اخلاق و معنویت را ذبح کرده و بشریت را از انسانیت دور ساخته و به شهوات پست تنزل داده است؛ از حقوق بشری که در مقابل کشتار ۵۰ هزار کودک غزه، بشریتی دریافت نمیکند؛ از اومانیسمی که بشریت را از اشرف مخلوق بودن دور کرده و زمینهساز بحرانهای روانی، معرفتی، اخلاقی و محیط زیستی امروز گشته است و راز دشمنی غرب با اربعین و بایکوت رسانهای آن در همین نکته نهفته است که اربعین میرود تمام مدرنیته را به ورطه اضمحلال و فروپاشی قرار دهد.
اربعین هجرتی است از منفعتگرایی و سودجویی غربی به اصل ایثار و خودگذشتگی بین زائرین اربعینی و مردم عراق که اگرچه در ضعف اقتصادیاند، ولی تمام داشتههای خود را پای زائرین حسینی قربانی میکنند.
اربعین هجرتی از اومانیسم و انسانمحوری غربی به اصل تسلیم و توحید در برابر خداوند میباشد.
اربعین هجرتی از استکبار و خوی سلطهجویی غربی به طرفداری از مستضعفان و محرومان جهان است و میرود تا مستضعفین جهان بر ضد سلطه غرب شورش کنند و با رهبری یک رهبر الهی، وجدانهای خفته را بیدار کند و بار دیگر اسلام نقش تاریخی خود را در بیداری فطرتها ایفا نماید (توین بی، ۱۳۵۳؛ ۱۹۹).
اربعین هجرتی از سکولاریسم و تز جدایی دین از سیاست به نشان دادن قدرت دین در بسیج میلیونها انسان و رهبری انسانها از همه ادیان و نژادها و حاکمیت طرف راست تاریخ میباشد.
هجرت از مدیریتهای خسته و آلوده به طرف مدیریت واحد جهانی به رهبری انسان کامل از جنس حسین (ع) پیش میرود.
اربعین هجرتی از گذشته پست حاکمیت رذائل و فحشا به طرف فضایل انسانی و حاکمیت فضایل اخلاقی عدالت، محبت، تعاون، مودت و رحمت است.
اربعین هجرتی از بیهویتی و بیمعنایی زندگی غربی به طرف هویتیابی و معنایابی و قرار دادن عشق به حسین (ع) در زندگی است که هویتبخش و معنیبخش زندگی بشر خسته از سبک زندگی غربی میباشد.
اربعین هجرتی است از فردگرایی غربی به تجربه جدیدی از حس انسجامپذیری و حرکت جمعی و بیان کارکرد اجتماعی دین؛ انسجامی که معمول نهادهای سیاسی جهان فاقد چنین قدرتی میباشند (مروتی، ۱۳۹۲؛ ۱۶).
اربعین میرود تا تمدنی جدید با محور حسین (ع) ایجاد کند و زمینه را برای مدیریت و رهبری الهی از جنس حسین (ع) مهیا سازد و آن روز بسیار نزدیک است.