به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «آوای سیمرغ » مهدی صفرزاده| در روزهای اخیر، بار دیگر صحنه سیاست بینالملل صحنه نمایش آشنای قدرت و تهدید از سوی دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، علیه ایران شده است. اغراق در ادعاها، حرکت ناوگانهای نظامی و تهدید به محاصره دریایی، همگی در کنار نوسانات مصنوعی بازار، بخشی از یک عملیات روانی گسترده و حسابشده است که هدف نهایی آن نه لزوماً شروع یک جنگ فیزیکی پرهزینه، که شکستن اراده ملی، ایجاد تفرقه داخلی و وادار کردن کشور به عقبنشینی استراتژیک تنها با ابزار ترس و نمایش است.
در این میان، نقش فعالان سواد رسانهای و خبرنگاران و و متولیان حوزه رسانه مهم است که از یک آموزشدهنده صرف فراتر رفته و به خط مقدم سازماندهی دفاع روانی جامعه تبدیل شوند.
آنان وظیفه دارند با تبدیل آگاهی به سپر و انسجام به سلاح، ذهنیت جامعه را در برابر این هجوم روانی مقاوم سازند. تجربه تاریخی ایران، به ویژه در رویدادهایی چون جنگ ۱۲ روزه، به وضوح نشان داده است که رمز پیروزی در چنین آزمایشهایی، تولید قدرت واقعی در داخل و بازنمایی درست و اثرگذار آن برای ایجاد اتحاد ملی است.
در آن مقطع، دستاوردهای صنایع دفاعی بومی، از موشکهای دوربرد تا پهپادهای پیشرفته، نه تنها به عنوان ابزار بازدارندگی عمل کرد، بلکه باور به این توانمندیها، موجی بیسابقه از انسجام ملی را رقم زد. این وحدت، که دشمن بر خلاف آن حساب باز کرده بود، عاملی تعیینکننده در آن پیروزی راهبردی بود.
امروز نیز فعالان سواد رسانهای باید با تمرکز بر بازنمایی واقعی و هنرمندانه دستاوردها و ظرفیتهای کشور در همه عرصهها، از علم و فناوری تا مقاومت اقتصادی، و صنایع با افتخار و برپایه فناوری بومی عرصه نظامی این باور و غرور ملی را تقویت کنند.
آنان با روایتگری هوشمندانه از تاریخ مقاومت ایران و افشای الگوهای تکراری جنگ روانی دشمن، میتوانند به مردم یادآوری کنند که این نمایشها پیش از این نیز بارها تکرار و بیاثر شده است.
تولید محتوای خلاق و جذاب، به ویژه با استفاده از زبان طنز و هنر، برای خنثیسازی ادعاهای اغراقآمیز و تبدیل اضطراب به آگاهی، از دیگر مأموریتهای حیاتی آنان است. در این مسیر، توانمندسازی شهروندان برای تبدیل شدن از مصرفکننده منفعل اخبار به کنشگرانی هوشمند که قادر به تشخیص پروپاگاندا و حتی مشارکت در تولید محتوای متقابل هستند، امری ضروری است.
شبکهسازی محلی و ایجاد کانالهای اعتماد برای تبادل اطلاعات معتبر و نمایش دستاوردها و قدرت نظامی داخلی در عرصه های جنگ میتواند جامعه را از درون تقویت کند. در مواجهه با عناصر داخلی که آگاهانه یا ناآگاهانه به بازتاب ادعاهای دشمن میپردازند، نیز فعالان سواد رسانهای باید با صبر و ارائه اطلاعات شفاف، روحیه خودباوری را تقویت کرده و انرژی اصلی را معطوف به بیاعتبارسازی عمومی عناصر مغرض از طریق افشای انگیزههایشان نمایند.
آنچه امروز در برابر جنگ روانی ترامپ سرنوشتساز است، تکرار خشونت کلامی رییس جمهور بیخرد و مغرور ایالات متحده در شبکه،های اجتماعی و رسانه نیست، بلکه خویشتنداری، وحدت کلمه و عمل هوشمندانه بر پایه اعتماد به توان داخلی است.
فعالان سواد رسانهای بهعنوان معماران این فضای گفتمانی، پیشاپیش جبهه مقاومت فکری ملت هستند. آنان با همت بلند خود میتوانند تهدید نمایشی دشمن را به فرصتی تاریخی برای تحکیم هرچه بیشتر انسجام ملی و نمایش عزم راسخ ایران برای دفاع از منافع و امنیت خود تبدیل کنند. همانگونه که گذشته ثابت کرده، ملتی که به توانایی خویش اعتماد کند و در پشت سر دستاوردهای واقعی خود متحد شود، هرگز در آزمونهای سخت تاریخ شکست نخواهد خورد.

















