تاریخ : ۱۴۰۰/۰۵/۰۴ - ۱۶:۱۵ ذخیره فایل ارسال به دوستان

مازندران، یک استاندار و مدعیان غیراستاندارد

در زیرپوست کشور ولوله و طوفانی از تلاش‌ها برای تصاحب مسئولیت‌هاست که در استان‌ها نمود بیشتری دارد و مازندران ما چیزی بیشتر از ایضا. پذیرش استاندار از سوی بدنه استانداری و نیروهای اصیل وزارت کشوری، مسئله دقیق و مهمی است که در موفقیت و یا ناکامی استاندار آینده می‌تواند نقش‌آفرین باشد

 

این رسم همه دوره‌های پساانتخابات ریاست جمهوری در کشورمان بوده و هست که پس و حتی پیش از انتخابات، دور و بری‌های کاندیداهای مطرح به ارنج (چیدن) نیروها در جایگاه‌های مسئولیتی می‌پرداختند که در این دوره بویژه پس از انتخاب رئیس جمهور منتخب، این تلاش‌ها و رایزنی‌ها بیشتر با ابعاد گسترده‌تر در حال انجام است.

 

فعالیت طرفداران به خصوص ستادهای انتخاباتی و جریان‌های حامی به هر دلیل و انگیزه برای انتخاب کابینه دولت گرفته تا معاونان وزراء، مدیران کل ستادی تا مدیران استانی و شهرستانی، در هر دوره‌ای از انتخابات ریاست جمهوری امری عادی در کشورمان است که دارای پیامدهای منفی در زیرفشار قراردادن رئیس جمهور منتخب می‌باشد که با اعتراف به مضرات این تلاش‌ها و توقعات حتی از سوی همین فعالان و کنشگران، باز هم این ماجرا همچنان انرژی و هزینه زیادی را متوجه خود کرده است.

 

اگر از انگیزه‌های فعالان این موضوع بگذریم و حتی دلسوزی آنان در استفاده شایسته از نیروها در سطوح مدیریتی برای رضای خداوند را مفروض بداریم، باید به خود حق دهیم تا بشدت برای رئیس جمهور منتخب نگران باشیم که چگونه خود را از اینهمه توقعات ستادهای چندصدتایی و هزاران گروه به اصطلاح کارشناسی برهاند و بر اساس مصلحت راهبردی خود، از شایسته‌ترین‌ها در جایگاه‌های مختلف استفاده کند؟.

 

الحمدلله با توصیه اکید مقام معظم رهبری به نمایندگان مجلس، که فرموده بودند نمایندگان مجلس هیچ جایی را برای خدمت نسبت به مجلس ترجیح ندهند، بسیاری از توقعات نمایندگان در احراز جایگاه “استاندار” را منتفی دانست و آیت الله رئیسی نیز اهتمام ویژه در تامین نظر امام المسلمین دارد و بدون تردید اگر ناچار به استفاده از ظرفیت مجلس شود، آن را قطعاً در سطح چند وزیر بکار خواهد گرفت؛ در نتیجه مازندرانیها از نمایندگان خود برای مسئولیت “استاندار” با خیال راحت عبور می‌کنند و روی چند گزینه دیگر متمرکز می‌شوند که کدامیک‌شان دارای شاخص‌هایی هستند که ظرف حداکثر چهارسال آینده بتوانند با بهره‌گیری از تجربه‌های خود، خیل عظیم مطالبات به زمین مانده را برداشته و به سرمنزل مقصود برسانند.

 

یکی از ضروری‌ترین خصوصیات کاندیدای استانداری، شناخت کافی و تجربه شده او در وزارت کشور و نظام مدیریتی استان است. “استاندار” آینده، نباید حتی یک روز خود در خدمت اساسی به مردم را صرف مسائل حاشیه‌ای و آشنایی با این مقام و آن مسئول وزارت کشور و آزمون و خطا در ارتباط‌گیری با این و آن مقام در وزارتخانه‌های مربوطه برای تمشیت مصائب و معضلات استان کند. درست است که گذشتگان بویژه در دولت کنونی سطح استاداران را با انتخاب‌های بی‌حساب و کتاب تنها بدلیل وابستگی مطلق فرد به تشکیلات اصلاح‌طلبان به حدی نازل کردند که شأن و شخصیت حقوقی استانداران آسیب دید و اتفاقاً در این دوره، با انتخاب‌های کاملاً شایسته، باید جبران مافات شود و مقام رفبع استاندار به جایگاه شایسته‌اش که خدمت شبانه‌روزی صادقانه و خالصانه است، باز گردد.

 

شاخص‌های شخصیتی، خوشفکری، ابتکار و نوآوری، تحرک و سختکوشی، ساده زیستی و تشریفات و عافیت گریزی، دارای طرح و برنامه بودن و شناخت کافی روی نیروی انسانی مدیر و مدبر برای اجرای طرح‌ها و برنامه‌ها، ایجاد تعامل منطقی و علمی با مدیریت‌ها و برخورداری از قدرت هم‌افزایی بین ظرفیت‌های استان و به خط گردن توانمندیهای مازندرانی‌های مقیم پایتخت و خارج از استان و داشتن دغدغه‌های فرهنگی و دینی و…، از نکات اساسی است که باید روی هر کاندیدای استانداری مازندران به احراز رسید، ضمن اینکه قدرت انتخاب تیمی برجسته از فرمانداران شهرستانهای استان، به عنوان معیاری لازم باید مطمح نظر وزیر کشور دولت آیت الله رئیسی برای انتخاب ” استاندار مازندران” قرار گیرد که این معیار، سطح انتخاب میان گزینه‌های موجود را محدودتر می‌کند، چون موضوع پذیرش استاندار از سوی بدنه استانداری و نیروهای اصیل وزارت کشوری، مسئله دقیق و مهمی است که در موفقیت و یا ناکامی استاندار آینده می‌تواند نقش‌آفرین باشد.

 

“استاندار”، عنوانی نیست تا در رهگذر لابی‌گری و دادوستدهای پشت صحنه بتوان به توافق با این و آن رسید؛ چراکه “استاندار” باید ظرفیت و کشش کار در سطح مدیریت استانی را داشته باشد که استان مازندران همواره قربانی گزینش‌های مصلحتی و جناحی بوده و نتیجه این انتخاب‌ها، محرومیت هرچه بیشتر مازندران پراستعداد و مازندرانی غیور می‌باشد.

 

دوره چهار ساله پیش رو، دوره بی نظیر و فوق‌العاده حساس و سرنوشت‌ساز است و بهیچوجه نباید در هیچ سطحی از مدیریت‌ها ریسک کرد که “استاندار” در تعیین سرنوشت استان، دارای نقش اول است تا در کنار همه ظرفیت‌ها بویژه نماینده ولی فقیه در استان، بتواند با استفاده از تعامل و اعتبارات ملی، مازندران را از حرمان تاریخی نجات دهد.

 

بر همه فعالان، دلسوزان و کنشگران انتخابات که در ستادها و یا به هر نحوی در انتخاب آیت الله رئیسی نقش داشتند، واجب است دست ایشان و وزراء کابینه را برای انتخاب مسئولان استانی باز بگذارند و در صورت مورد مشاوره قرارگرفتن، تنها برای رضای خداوند و بمنظور رشد و تعالی استان مظلوم مازندران، گزینه شایسته خود را پیشنهاد دهند و در این ارتباط، عصبیت‌های مختلف را کنار بگذارند تا مازندران یکبار مجال بازسازی خود را توسط یکی از فرزندان شایسته خود بدست آورد و نگذارد در اثر ملال مجادله برای انتخاب استاندار بومی، مسئولان وزارت کشور و دولت ناچار شود یک استاندار غیربومی را برای مازندران لحاظ کند.

ارسال دیدگاه